05

05

photo_2019-09-03_13-23-08

–  : هرکس باید تو زندگیش یه نفرو داشته باشه که وقتی داره میره جنگ، بیاد و باهاش خداحافظی کنه… ااا اونجارو….

–  : به نظرت چند وقت طول میکشه؟ میگن المانا، نُرماندی رو گرفتن. البته من خبر دقیق ندارما، ولی چیزی که دیشب از سربازای زیردست فرمانده ها فهمیدم، خبر اشغال نُرماندی بود. واسه همینه که تند تند نیرو آماده می کنن تا بفرستن فرانسه. حتی ما رو هم برای ازاد سازی نُرماندی می فرستن. قراره بریم ببینیم چه خبره. منطقه رو شناسایی کنیم. بعد هر وقت که دستور دادن، بریم برای حمله.

–  : حتی جنگ هم برای پولدارا و بالادستیا یه جور دیگه است، اما برای ما نه. حتی خداحافظی هامون هم فرق داره. مارو مجبور کردن که اونور اِسکله از عشقمون، خانوادمون خداحافظی کنیم، اون وقت اینا تا دقیقه ی آخر با همن و می تونن همو ببوسن و بو کنن. اون وقت من باید حسرت این چند دقیقه آخر رو بخورم… اخ نگاه کن ببین چجوری نشستن، کم مونده اجازه بدن که خانواده هاشون بیان تو کَشتی و باهاشون خداحافظی کنن.

–  : راستی چیزی جا نذاشتی که، شکلات ها؟ کنسروها؟ داروها؟ … میگن ممکنه اونور قحطی بیاد. البته برای نیروهای امریکایی نه. برای مردم اونجا، ولی خب کسی که از اینده خبر نداره. داره؟ ممکنه اون قحطی نیومده برای نیروهای ما هم پیش بیاد. بالاخره جنگه.

–  : من از همین حالا دلم تنگ شده برای دوست دخترم، برای زندگی ای که اینجا دارم. کاش این لباس نظامی تنم نبود. از مردونگی و غرور چیزی نمی دونستم. کاش هیچ وقت اینارو تو مخم فرو نمی کردن. کاش می شد از شرافت و ابروم بگذرم تا برگردم پیش خانواده ام.

–  : این مردونگی و شرافت ماست که مارو ….

–  : بسه دیگه … تو دیگه اینارو نگوو… دست و پای مارو با این کلمات بستن. بالا دستیا هر کاری که می خوان می کنن، نشستن تو اتاق جنگ و واسه دنیا تصمیم می گیرن. اونوقت به من و تو می گن مردونگی و شرف به اینه که بری با یکی دیگه که مثل خودت یه سرباز بیچاره است بجنگی و بکشیش تا قهرمان بشی… اون وقت خودشون پشت جبهه اندو کاری نمی کنن. این ماییم که جونمونو گذاشتیم کف دستمونو داریم با یکی بدبخت تر از خودمون ، یکی مثه ما که مغزشو با این حرفا پر کردن، می جنگیم و می میریم. من یکی این قهرمانی رو که با کشتن یه ادم ساده به دست میاد رو نمی خوام… اونا … اونا … با این کلمات مارو فریب دادن ، بهمون غرور دادن، نیازای مردونگیمونو ارضا کردن، ولی … ولی کی می دونه؟ کی می دونه چی درسته چی درست نیست؟

–  : هیییی …. صبر کن، صبر کن، کجا میری؟

–  : برمی گردم.

–  : نرووو… دادگاهی می شییی..

–  : مهم نیست.

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی ها

photo_2020-10-01_10-06-55

بایگانی ها